احمد بن محمد ميبدى

525

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

تفسير ادبى و عرفانى سوره 61 آيه 0 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . استاد بو على در مجلسى كه قارى قرآن مىخواند گفت : باء بسم الله درگاه عزّت قرآن است ، نگر تا به حرمت فراروى ، و جز به چشم تعظيم ننگرى ! كه اگر شررى از سياست جلال خداوندى بر كائنات مستولى شود ، همه آنها نابود گردد ! و اگر نورى به صفت جمال خداوندى بر عالم كون و فساد در ظهور آيد ، همه ظلمتها نور گردد و همه كفرها توحيد شود و همهء زنّارها كمربند عشق دين گردد ! پير طريقت گفت : اى يار بارم ده ، تا داستان درد خود به تو پردازم ، بر درگاه تو مىزارم و در اميد بيم‌آميز تو مىنازم ، الهى ، واپذيرم تا با تو پردازم يك نظر در من نگر ، تا دو گيتى به آب اندازم . يك روزه جمال خويش اگر بنمائى * پرنور شود ز ماه بر تا ماهى سوره 61 آيه 1 1 - سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ . آيه . هركس بخواهد در دنيا خداستائى او پاك و صاف و بىآلايش باشد بايد دل خويش را از آلودگىهاى نفس امّاره پاك نگاه دارد ! و هركس بخواهد لذّت بهشت در آخرت بر او صاف و گوارا باشد ، بايد دين خود را از آلايش هوا و هوس صاف و پاك دارد . زيرا : مردمان دو گروهند : گروهى زندگانيشان به لطف و فضل حقّ و آسايش آنان به ذكر حق است و گروهى ديگر زندگانيشان نشانهء عدل حقّ و آسايش ايشان به حظّ نفس است . آنان كه اهل لطف و فضلند ، دلى صافى و همّتى عالى و سينه‌اى خالى دارند كه در آن يادگار الهى است ، و زبانشان به شهادت داده و دلشان به معرفت پرداخته و جانشان با محبّت آميخته و از صفات خود بيزار گشته ! كه هرچه صفت خودى همه بند است ! و هرچه بند است همه رنگ است و آنچه رنگ است همه ننگ است ! زيرا : آن كس كه هزار عالم ، از رنگ نگاشت * رنگِ من و تو كجا خَرَد ، اى ناداشت ؟ چون تسبيح و ذكر اين گروه از معدن پاك برآيد و به خداوند پاك رسد و پسنديده و پذيرفتهء خداوند باشد . امّا آنها كه نشانهء عدل حق باشند و زندگانيشان به لذّت نفس باشد و سينهء آنها آلودهء شهوت ! و دلشان معدن فتنه و فساد ! و باطن آنها بر خلاف ظاهر باشد ، نام ايشان در رديف دورويان و منافقان باشد و گفتارشان خلاف كردارشان باشد كه فرمود : . . . لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ . آيه . چرا چيزى مىگوئيد كه خود نمىكنيد ؟ نزد خداوند كردارى از آن زشت‌تر نيست يعنى گفتارى كه با آن كردار نيست ! وعظى كه واعظ از آن بىبهره باشد ! خداوند به عيسى وحى فرستاد كه : اى پسر مريم ، نخست خود را پند ده ، آنگاه اگر آگاه شدى ديگران را پند ده و گرنه از من شرم دار ! سوره 61 آيه 4 4 - إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا . آيه . درباره گروهى است كه در بالا بردن كلمهء حق كوشند و از بهر اعزاز و تعظيم دين با دشمنان خدا جهاد كنند ، اين همان بازرگانى پرسودى است كه فرمود : . . . هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ . آيه . تجارت سودمند ، ايمان است و جهاد با دشمنان دين . و دشمنان دو گونه‌اند : گروهى كه سپاه شيطانند و به دستان و وسواس و مكر دستشان گشاده ! و گروهى ديگر كه آرزوهاى خود را به دست هواى نفس سپرده درحالىكه آن پيوسته در هلاكشان مىكوشد ! گروهى دشمن ظاهراند و آنها كافرانند كه بر دين اسلام نيستند و گروهى دشمن باطن‌اند ، آنها كه بر دين اسلام بدعت نهند و آن دو گروه